![]() |
![]() |
|
| انکه دائم هوس سوختن ما میکرد/کاش می امد و از دور تماشا می کرد |
|
کنار اشیانه تو اشیانه می کنم
فضای اشیانه را پر از ترانه می کنم یکی سوال می کند به خاطر چه زنده ای و من برای زندگی تو را بهانه می کنم (برای او که قلبم برای بودنش می تپد) |
|
+ ثبت شده در
یکشنبه سی ام تیر 1387زمان تنهايي 10:26 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
هفت نصيحت مولانا ۱. گشاده دست باش، جاری باش، كمك كن (مثل رود) ۲. باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد) ۳. اگركسی اشتباه كرد آن رابپوشان (مثل شب) ۴. وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ) ۵. متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك) ۶. بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا ) ۷. اگر می خواهی ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه)
|
|
+ ثبت شده در
پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387زمان تنهايي 16:16 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
ديروز... باز باران با ترانه با گوهرهاي فراوان مي خورد بر بام خانه ... و اما امروز... باز باران بي ترانه... باز باران با تمام بي کسي هاي شبانه... مي خورد بر مرد تنها...مي چکد بر فرش خانه... باز مي آيد صداي چک چک غم...باز ماتم من به پشت شيشه ي تنهايي افتاده... نمي دانم... نمي فهمم کجاي قطره هاي بي کسي زيباست؟...نمي فهمم, چرا مردم نمي فهمند که آن کودک...که زير ضربه شلاق باران سخت مي لرزد...کجاي ذلتش زيباست؟
|
|
+ ثبت شده در
پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387زمان تنهايي 16:13 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
دلم کافر شد و گفتم خدا تو
بهشت زندگانی را صفا تو غم پنهان خود را با که گویم تو با من بی من و من بی تو با تو |
|
+ ثبت شده در
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386زمان تنهايي 17:6 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
حسین ارامش دلهای تنگ است
حسین بر چهره جان اب و رنگ است هر ان دل در عزای او نسوزد تصور کن که ان دل نیست سنگ است |
|
+ ثبت شده در
یکشنبه بیست و سوم دی 1386زمان تنهايي 9:53 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
یلدا یعنی یادمان باشد كه زندگی آنقدر كوتاه است که ۱ دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت
اي عشق مدد كن كه به سامان برسيم ..... چون مزرعه ي تشنه به باران برسيم يا من برسم به يار و يا يار به من ... يا هردو بميريم و به پايان برسيم |
|
+ ثبت شده در
یکشنبه دوم دی 1386زمان تنهايي 16:52 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
در حضور خارها هم مي شود يك ياس بود
در هياهوي مترسك ها پر از احساس بود ميشود حتي براي ديدن پروانه ها شيشه هاي مات يك متروكه را الماس بود دست در دست پرنده بال در بال نسيم ساقه هاي هرز اين بيشه ها را داس بود كاش مي شد حرفي از "كاش مي شد"هم نبود هرچه بود احساس بود و عشق بود و ياس بود |
|
+ ثبت شده در
یکشنبه یازدهم آذر 1386زمان تنهايي 16:47 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
دوست داشتن كسی كه لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است- دكتر علی شریعتی
|
|
+ ثبت شده در
یکشنبه بیستم آبان 1386زمان تنهايي 15:44 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
صدای خش خش ارام و بی هنگام
و رنگ پر امید و عشق بازی ها و ان باد و نسیم خشک و پر معنا مرا ارام می خواند مرا در اوج رنگ زرد و پر اهنگ در ان زیبایی دنیای پر اژنگ فرو خورده است در این دنیا فقط زرد است که معنای جهان را خوب می فهمد در این دنیا فقط پاییز حکمش را به مردانش فرو بسته است به یاد اور در این دنیا فقط زرد است که دنیا را به رنگ دیگری هرگز نمی بخشد من امشب غرق در زردم من امشب عشق را در رنگ زرد و فصل پاییز و تمام زردها و زرد بازی ها رها کردم به یاد اور که این دنیا فقط زرد است که هرگز عشق را پایان نمی بخشد نه رنگ نا امیدی بود نه رنگ نا امیدی ها امیدت را فقط زر کن نه رنگ ابی دریا به یاد اور فقط زرد است تمام عشق ها و عشق بازی ها و دنیای درون و بیرونت فقط زرد است (از این به بعد همه شعرا مال خودمه)
|
|
+ ثبت شده در
شنبه بیست و هشتم مهر 1386زمان تنهايي 8:51 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
چه کسی می داند که تو در پیله تنهایی خود تنهایی؟
چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی ؟ پیله ات را بگشا ... تو به اندازه یک پروانه زیبایی... ۱۶ مهر تولدمه.... |
|
+ ثبت شده در
یکشنبه پانزدهم مهر 1386زمان تنهايي 16:24 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
سر سبزترین بودم و زردم کردی
تبعیدی فصل شوم و دردم کردی من چشم و چراغ این و ان بودم و تو انگشت نما و کوچه گردم کردی
|
|
+ ثبت شده در
یکشنبه هشتم مهر 1386زمان تنهايي 16:29 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
کاش ميشد با تو بودن را نوشت....
تا که زيبا را کشم بر هر چه زشت.... کاش مي شد روي اين رنگين کمان ... مي نوشتم تا ابد با من بمان |
|
+ ثبت شده در
یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386زمان تنهايي 10:2 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
بگذار بمیرم که دگر همسفری نیست
در سینه من فرصت عشق دگری نیست بعد از تو دلم عرصه تکرار بلا بود اری دگر از عشق در اینجا خبری نیست |
|
+ ثبت شده در
پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386زمان تنهايي 10:19 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
سلام به همه
میلاد گل نرگس را به همه شیعیان و منتظران ظهورش تبریک میگویم |
|
+ ثبت شده در
سه شنبه ششم شهریور 1386زمان تنهايي 10:9 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
خورشید روی زمین افتاده بود .نای حرکت نداشت نه می توانست بالا برود و نه ... اما نه تقلایی برای پایین رفتن نداشت از اینکه باید جای خودش را به شب می داد عسودیش می شد همه او را می دیدند که دارد جان می دهد و این حسادتش را بیشتر می کرد . اینجا دیگر کوهی نبود که خود را پشت ان پنهان کند .گل افتاب گردان نیز با حالتی ملتمسانه به او نگاه می کرد انگار او هم از اینکه خورشید داشت می رفت خوشحال نبود . ناگهان شیطونی ستاره شب گل کرد و چشمکی به گل تقدیم کرد . گل افتاب گردان سرش را پایین انداخت به رسم وفا داری تا خیانت نکرده باشد . گل افتاب گردان منتظر بود تا او دوباره برگردد .فردا او دوباره بر خواهد گشت. |
|
+ ثبت شده در
یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386زمان تنهايي 21:58 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
زیر پلکت سایه بانم می دهی؟ سوختم ایا پناهم می دهی؟ اتشی افتاده بر جان دلم قطره ابی بر لبانم می دهی؟ میهمان جان جانان گر شوم میزبانی را نشانم می دهی؟ تا بیاسایم دمی در پای عشق زیر چترت سایه بانم می دهی؟ ای جواب پرسش بی پاسخم عشق را ایا نشانم می دهی؟/ زیر باران نگاهت مرده ام مرده ام ایا تو جانم می دهی؟ من گدای کوی دیدار تو ام رخصت دیدار انم می دهی ؟ من همین دل داده دیوانه ام یک دل بس مهربانم می دهی؟ بی تو من یک تل از خاکسترم مرده ام روح و روانم می دهی؟ گر به کوی دوستی مهمان شوم میزبانی را نشانم می دهی؟ تشنه مهرو محبت های تو شادکامی توامانم می دهی؟ سفره عشق تو را گم کرده ام از تو می خواهم تو خوانم می دهی؟ گر سخن از عاشقی اید میان عشق بازی را نشانم می دهی؟ |
|
+ ثبت شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386زمان تنهايي 17:8 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
دل پاییز ندارد غم جانکاه مرا
رفتنی هستم اگر باز کنی راه مرا رفتم اما نرسیدم به تو دریا نشدم ماندی اما نرساندی به خدا اه مرا تو فقط پلک بزن کار تو جاری شدن است بغض اگر هست فشرده است گلوگاه مرا باز هم پلگ بزن چشم تو لحنش ابی است نقل کن در همه جا قصه کوتاه مرا خاطرم نیست به چشم تو چه شعری زیباست کمی اواز بخوان گریه دلخواه مرا شب خ.بی است هوا طعم قشنگی دارد نی بزن باز که بد مست کنی ماه مرا
|
|
+ ثبت شده در
یکشنبه هفدهم تیر 1386زمان تنهايي 10:32 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
سلام بچه ها
من برگشتم همین روزا منتظر یه اپ قشنگ باشین یا حق |
|
+ ثبت شده در
چهارشنبه سیزدهم تیر 1386زمان تنهايي 10:10 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
سلام به همه شاید چند روزی نباشم
یعنی دارم میرم مسابقه همتون برام دعا کنید |
|
+ ثبت شده در
سه شنبه پنجم تیر 1386زمان تنهايي 11:1 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
ارامش تو باز به سرعت گذشت ابر
خیلی گرفته ای خبری باز هست ابر بر روی شانه های من احساس مبهمی است ترسی عجیب در دلم افتاده است ابر بغضی شکست و گونه اینه سرخ شد یکباره بخت روشن من چشم بست ابر من ماندم و سکوت و غم عاشقا نه ها با باوری به مبهمی دور دست ابر وقتی که دیدم اشک من به چشم تو حلقه زد من هم درست مثل تو بغضم شکست ابر |
|
+ ثبت شده در
پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386زمان تنهايي 10:43 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
زندگی چون گل سرخی است پر از خارو پر از برگ و پر از عطر لطیف یادمان باشد اگر گل چیدیم خار و عطرو گل برگ همه همسایه دیوار به ویوار همند |
|
+ ثبت شده در
یکشنبه بیستم خرداد 1386زمان تنهايي 12:29 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
بازیچه دست یار بودن عشق است در پنجه غم شکار بودن عشق است در محکمه ای که یار باشد قاضی محکوم طناب دار بودن عشق است |
|
+ ثبت شده در
چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386زمان تنهايي 20:34 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
من ديدم ، عابري دعا ميخريد |
|
+ ثبت شده در
یکشنبه سیزدهم خرداد 1386زمان تنهايي 19:25 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
قبر مرا نيم متر كمتر عميق كنيد تا پنجاه سانت به خدا نزديكتر باشم بعد از مرگم، انگشتهاي مرا به رايگان در اختيار اداره انگشتنگاري قرار دهيد به پزشك قانوني بگوييد روح مرا كالبد شكافي كند، من به آن مشكوكم ورثه حق دارند با طلبكاران من كتككاري كنند عبور هر گونه كابل برق، تلفن، لوله آب يا گاز از داخل گور اينجانب اكيدا ممنوع است بر قبر من پنجره بگذاريد تا هنگام دلتنگي، گورستان را تماشا كنم كارت شناسايي مرا لاي كفنم بگذاريد، شايد آنجا هم نياز باشد مواظب باشيد به تابوت من آگهي تبليغاتي نچسبانيد روي تابوت و كفن من بنويسيد: اين عاقبت كسي است كه زگهواره تا گور دانش بجست دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنيد كساني كه زير تابوت مرا ميگيرند بايد هم قد باشند شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبكاران ندهيد گواهينامه رانندگيم را به يك آدم مستحق بدهيد، ثواب دارد در مجلس ختم من حتما گاز اشك آور پخش كنيد تا همه به گريه بيفتند از اينكه نميتوانم در مجلس ختم خودم حضور يابم قبلا پوزش ميطلبم به مرده شوي بگوييد مرا با چوبك بشويد چون من به صابون و پودر حساسيت دارم چون تمام آرزوهايم را به گور ميبرم ، سعي كنيد قبر مرا بزرگ بسازيد كه جاي جسدم باشد. |
|
+ ثبت شده در
شنبه دوازدهم خرداد 1386زمان تنهايي 18:20 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي مي گذشت. ناگهان از بين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد.پاره آجر به اتومبيل او برخورد كرد . مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد كه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت و او را سرزنش كرد.پسرك گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند. پسرك گفت:"اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبور مي كند. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم. براي اينكه شما را متوقف كتم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم ". مرد بسيار متاثر شد و از پسر عذر خواهي كرد. برادر پسرك را بلند كرد و روي صندلي نشاند و سوار اتومبيل گرانقيمتش شد و به راهش ادامه داد. در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيد كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب كنند |
|
+ ثبت شده در
چهارشنبه نهم خرداد 1386زمان تنهايي 11:31 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
سلام
راستش نمی دونم چی بنویسم که ارزش خوندن داشته باشه خوب شما ها بگین از همین الان : قشنگترین جمله ای که تا حالا شنیدین هر کی هم اول بشه جایزه داره ها.... این یکی مال نیلوفره:(نیلوفر غدا حاضره...) |
|
+ ثبت شده در
شنبه پنجم خرداد 1386زمان تنهايي 19:36 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
من نشاني از تو ندارم، اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: در عصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن ، کنار بيد مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهاي رنگي ام! در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا خواهي ديد با بغضي کويري که غرق عصاره ي انتظار پشت ديوار دردهايم نشسته ام
|
|
+ ثبت شده در
چهارشنبه دوم خرداد 1386زمان تنهايي 9:28 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
اندر دل بی وفا غم و ماتم باد ان دل که وفا نیست ز عالم کم باد دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد جز غم که هزار افرین بر غم باد |
|
+ ثبت شده در
شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386زمان تنهايي 17:30 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
بر حاشیه برگ شقایق بنویسید
گل تاب فشار در و دیوار ندارد فرا رسیدن ایام سوگواری بانوی دو عالم سرور ادمیان و صفوت عالمیان فاطمه زهرا (س) را بر شیعیان بر حقش تسلیت عرض می نمایم.
|
|
+ ثبت شده در
پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386زمان تنهايي 10:49 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
از امروز اینجا را با رنگ زرد پر می کنم
راستی یه سوال : اگه یه ادم برفی بکشی اونو چه رنگی می کنی و چرا ؟ اول فکر کن بعد جواب بده مثل یه تست روانشناسی می مونه منتظر جواباتون هستم...
|
|
+ ثبت شده در
یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386زمان تنهايي 18:39 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
صفحه قبلي ايميل نويسنده آرشیو |
| لينك دوني |
اين وبلاگ دل نوشته هاي يه ادم تنهاست براي دل خودش دوست داشتي مي توني نظر بدي نخواستي هم اجباري نيست
هيچکس نمي تونه به دلش ياد بده که نشکنه ولي من حداقل مي تونم بهش ياد بدم که وقتي شکست با لبه هاي تيزش دست اوني که شکسته رو نبره مهم اين نيست که تو اَد ليست مسنجرمون چند نفر اَدد شدن. مهم اينه که تو قلبمون فقط 1 نفر ادد شده باشه که با هم آن بشيم، باهم آرشیو زندگي رو دوره کنيم و با هم آف بشيم. امّا بايد يادمون باشه پسورد دوستيمون رو جوري بسازيم که کسي نتونه هکمون کنه! |
| قبلي ها |
|
تیر 1387 اردیبهشت 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
|
RSS
|